۱-سمینار برگزار شد...با قبلیا فرق میکرد ۲-دیشب تا ۳.۳۰ شب سر کار بودیم و همانند کارگر کار میکردیم ۳-اینقدر خسته ام که از خستگی خوابم نمیبره ۴-فردا اگه خدا بخواد میریم شمال ۵- از یکشنبه ادامه کار به صورت جدی ۶- توکل بر خدا
|+|
نوشته شده در سه شنبه 31 اردیبهشت1387ساعت 23:57  توسط
|
از خداوند دید بازی می خواهم تا بتوانم به وسیله آن محیط اطراف خود را به دقت بنگرم.از او می خواهم که زبانی به من اعطا کند که به بیهوده باز نگردد.