۱-سمینار برگزار شد...با قبلیا فرق میکرد
۲-دیشب تا ۳.۳۰ شب سر کار بودیم و همانند کارگر کار میکردیم
۳-اینقدر خسته ام که از خستگی خوابم نمیبره
۴-فردا اگه خدا بخواد میریم شمال
۵- از یکشنبه ادامه کار به صورت جدی
۶- توکل بر خدا
امروز که از سر کار برگشتم یاس عزیزم به من نامه ای داد که خیلی دوسش دارم..آخه من ناراحت شده بودم که چرا یاس برای من خوشامد ننوشته بود اما بعد از چند روز بچه دلش به رحم اومده و این متنو در یک کاغذ گلاسه بزرگ نوشته:
" عمو رضا به خانه خوش آمدی آمدن شما را از کربلای معلی تبریک ارز می گوییم و آرزوی معفقیت برای شما می کنیم"
یاس
یکی از دوستان عزیز (مهسا خانوم) منو به این بازی دعوت کرده که قوانین شرکت در این بازی اینه:
1- عبارت ششکلمهای را در وبلاگ خود پست کنید (در صورت لزوم توضیح هم اضافه کنید)
2- به کسی که شما را دعوت کرده است، در این پست لینک بدهید.
3- پنج وبلاگ دیگر را با لینک به بازی دعوت کنید.
4- به وبلاگهای دعوتشده اطلاع دهید و برای آنها دعوتنامهای بفرستید.
حالا عبارتی که من میخوام بنویسم اینه:
"زندگی منشوری است در حرکت دوار"
این عبارت رو در ابتدای فیلم سالهای دور از خانه میشنیدیم..کم کم همه داریم به این عبارت میرسیم..و درکش میکنیم..نمیدونم چرا این عبارت به ذهنم رسید..شاید به خاطر یکی از دوستان و همکاز سابقمون آقای چکری باشه که همیشه این عبارت ورد زبونش بود گرچه با شوخی این عبارتو میگفت اما معنیش قابل درکه....
البته من دعوت میکنم دوستانمو به این بازی اما نمیدنم کی اجابت میشه دعوت ما!!
من محمد و دوشیزه مترسک،فرشته،دی و تنهاترین سرداررو به این بازی دعوت میکنم.
شما هم خواستید متونید شرکت کنید!